بادبادک باز نوشته خالد حسینی به چاپ شانزدهم رسید

بادبادک باز

کتاب بادبادک باز اثر خالد حسینی

کتاب بادبادک ‌باز اولین اثر منتشر شده خالد حسینی است. همچنین نخستین اثر یک نویسنده افغانستانی به زبان انگلیسی است. در سال ۲۰۰۷ میلادی فیلمی بر اساس بادبادک باز ساخته شده است.

موضوع کتاب بادبادک باز

داستان بادبادک باز از زبان امیر روایت می‌شود. امیر نویسنده‌ای اهل افغانستان از تبار پشتون ساکن کالیفرنیا است که برای نجات یک بچه راهی افغانستان می‌شود. افغانستانی که تحت حاکمیت طالبان است و یکی از سخت‌ترین دوران تاریخ چند هزار ساله‌اش را سپری می‌کند. به بهانه این سفر، امیر داستان زندگی‌اش را تعریف می‌کند.

خلاصه روایت رمان بادبادک باز

روایت رمان بادبادک باز دوستی امیر با حسن است. امیر در سن ۱۲ سالگی به یار همیشگی خود حسن خیانت می‌کند. این گناه تا سال‌ها مانند یک استخوان در گلویش گیر مانده و حتی شادترین لحظات زندگی را برای او تیره و تار می‌کند. در سال 1979 با حمله روس‌ها به افغانستان امیر با پدرش (بابا) از افغانستان فراری می‌شوند، و تمام روزهای تلخ و شیرین گذشته را هم در ذهن خود به فریمانت می برند. در این زمان طالبان حسن و همسرش را به جرم هزاره بودن به قتل می رسانند. تنها پسری معصوم (سهراب) از آن‌ها به یادگار می ماند. پسری که در دستان طالبان اسیر می‌شود. امیر با شنیدن این داستان به خاطر جبران خیانتش نسبت به حسن تصمیم به نجات دادن این پسر می‌گیرد. او از آمریکا دوباره به افغانستان برمی گردد و آنجا با حقیقتی درباره ی پدرش و حسن روبرو می‌شود.

بخش هایی از کتاب بادبادک باز

1.

آیا اصلا داستان کسی به پایان خوش می انجامد؟ هر چه باشد، زندگی فیلم هندی نیست که همه چیز به خیرو خوشی تمام شود. افغان ها دوست دارند که بگویند زندگی می گذره بی اعتنا به آغاز و پایان، زندگی مثل کاروان پر گرد و خاک کوچ کنندگان آهسته آهسته پیش می رود.

2.

بابا گفت: “فقط یک گناه وجود دارد والسلام. آن هم دزدی ست. هر گناه دیگری هم نوعی دزدی است.
” اگر مردی را بکشی، یک زندگی را می دزدی. حق زنش را از داشتن شوهر می دزدی، حق بچه هایش را از داشتن پدر می دزدی. وقتی دروغ می گویی، حق کسی را از دانستن حقیقت می دزدی. وقتی تقلب می کنی، حق را از انصاف می دزدی. می فهمی؟

3.

گفت: خیلی میترسم.
گفتم: چرا؟
گفت: چون از ته دل خوشحالم دکتر رسول. اینجور خوشحالی ترسناک است.
پرسیدم آخر چرا ؟
او جواب داد: وقتی آدم اینجور خوشحال باشد،سرنوشت آماده است چیزی را از آدم بگیرد.

4.

ناراحت شدن از یک حقیقت بهتر از تسکین یافتن با یک دروغ است.

رمان بادبادک‌باز را مهدی غبرایی به فارسی برگردانده است. انتشارات نیلوفر آن را در 368 صفحه به بازار کتاب عرضه کرده‌است. برای سفارش و خرید کتاب بادبادک باز اینجا کلیک کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Fill out this field
Fill out this field
لطفاً یک نشانی ایمیل معتبر بنویسید.

فهرست