انتشارات نیلوفر

نمایش چیست و چرا باید نمایشنامه خواند؟

نمایش چیست و چرا باید نمایشنامه خواند؟

نمایش چیست و چرا باید نمایشنامه خواند؟

درباره نمایش و تئاتر تاکنون مطالب بسیاری نوشته‌اند. اما پرسشی اساسی بی پاسخ مانده است: قالب نمایش چیست؟ نمایش چه چیزی را رساتر از هر رسانه ارتباطی دیگری بیان کند؟

واژه تئاتر در یونانی به معنای مکانی است که انسان برای تماشاکردن اتفاقات مهم اجتماعی، سیاسی یا دینی به آنجا مراجعه میکند. ورود پیروزمندانه امپراطور فاتح به روم، مبارزات گلادیاتوری مسیحیان و شیرهای وحشی و حتی مراسم اعدام در ملأعام.

واقعیت این است که هنر، فعالیت و اشتیاق یا غریزه انسانی در نمایش تجلی می‌یابد. این تجلی چنان در ژرفای تاروپود سرشت انسان تنیده که تعیین حد و مرز قاطعی بین فعالیت‎های عام‌تر و نمایش، تقریباً ممکن نیست.

کودک در نقش پدرومادر زندگی را بازی و بداهه‌سازی می‌کند. نمایش به صورت مظهری از مراسم آیینی و از ابتدایی ترین نیازهای بشر است. اما بدون بازیگر نمایشی وجود نخواهد داشت. چه بازیگران، جاندار باشند، چه عروسک چه حتی سایه‌های روی پرده.

در اینجا این سوال پیش می آید: “نمایش چیست و چرا باید نمایشنامه خواند؟”

ادبیات داستانی و ادبیات نمایشی

ادبیات توصیفی مانند رمان، داستان کوتاه و شعر حماسی در هر مقطع زمانی می‌تواند فقط در یک بُعد واحد جریان داشته باشد. شیوه روایت آن خطی است. در ادبیات داستانی شیوه روایت از ذهنیت بسیاری برخوردار است.حضور نویسنده را می‌توان به طور مداوم احساس کرد. نویسنده در ادبیات داستانی مواد کار را برمی‌گزیند و در پی هم مرتب می‌کند. از آن جا که نمایش بازنمود ملموس رویدادها به همان شیوه‌ای است که حقیقتاً وقوع می‌یابد بنابراین نمایش می‌تواند جوانب گوناگون آن را هم‌زمان با هم ارائه داده، کنش و احساس را در آن واحد در چندین سطح منتقل نماید.

مزیت قالب نمایشی این است که تماشاگر را در درک و تفسیر متن نمایش آزاد می‎گذارد. به عبارت دیگر این که تماشاگر را در موقعیت همان شخصیت نمایشی قرار می‌دهد. تماشاگر می تواند به جای آن که شرح احساسی را فقط بخواند، آن را بشنود، ببیند و عمیقاً درک کند.

هنر نمایش را می توان ملموس‌ترین و عینی‌ترین شکل بازآفرینی موقعیت‌ها و روابط انسانی است. هنر نمایش متضاد است با قالب‌های روایی که به بازگویی رویدادهای گذشته و خاتمه‌یافته گرایش دارد.

شبیه سازی واقعیت در هنر نمایش

واژه نمایش (drama) در یونانی صرفاً به معنای کنش است. کنشی برای تقلید و بازنمایی رفتار واقعی بشر. بی‌واسطگی و عینیت نمایش، تماشاگر را تشویق به تشخیص و تفسیر آن می‌کند. تفاوت بین نمایش و واقعیت در آن است که رویدادهای واقعی دگرگون‌ناشدنی و بازگشت‌ناپذیر است.

به طور مثال: کودکان برای مأنوس شدن با الگوهای رفتاری‌ای که با در آینده در زندگی به کار گیرند، نقش بازی می‌کنند.

 

نمایش تجربه‌ای جمعی: مراسمی آیینی

نمایش را می‌توان قالبی برای اندیشه، روندی برای شناخت و شیوه‌ای برای برگرداندن مفاهیم انتزاعی به شرایط ملموس انسانی دانست. با کمک این شرایط می‌توان وضعیتی را روی صحنه طراحی و اجرا کرد.

در واقع نویسنده و گردانندگان نمایشنامه فقط نیمی از فرآیند کل را تشکیل می‌دهند. نیم دیگر تماشاگر است. اما نمایشنامه‌ای که به اجرا درنیاید در شمار ادبیات محض است. نمایشنامه‌ای موفق است که اجرا شده و تماشاگر آن را بپذیرد. یک نمایشنامه موفق به تماشاگر کمک می‌کند تا مشاهدات خودش را از صحنه، منطبق بر زندگی واقعی تجزیه و تحلیل کند.

اما این امر به این معنا نیست که لزوماً تماشاگر با شخصیت حاضر در نمایش هم‌عقیده است. مثلاً در نمایشنامه‌ی کالیگولا  (آلبر کامو)، لزوماً تماشاگر با شخصیت‌ کالیگولا هم‌عقیده نیست.

 

تفاوت اساسی ادبیات نمایشی با ادبیات داستانی

تفاوت اساسی ادبیات نمایشی با ادبیات داستانی یکی از جذابترین و اسرارآمیزترین خصوصیات نمایش این است که غالباً تماشاگران حاضر در یک سالن، نوعی واکنش جمعی به رویدادها دارند. این امر هم برای بازیگران روی صحنه و هم برای خود تماشاگران، محسوس و آشکار است. انبوه تماشاگران از انسان‎‌های منفرد و منزوی خارج شده و به خودآگاهی جمعی تبدیل  می‌شوند.

در یک صحنه خنده‌دار معمولاً همه‌ی حضار با هم میخندند. چنین واکنشی را می‌توان در اجرای یک نمایش ترسناک هم دید. همه‌ی تماشاگران هنگام تماشای برخی صحنه‌ها جیغ می‌کشند.

خواندن رمان و داستان برای یک خواننده معمولاً واکنش‌های احساسی بیرونی در برندارد، اما خواندن نمایشنامه این مزیت را دارد که خواننده می‌تواند صحنه‌ی تئاتر را تجسم کرده و همذات‌پنداری بیشتری با متن داشته باشد.

 

سبک و کاراکتر در نمایش

نمایش اجتماعی‌ترین نوع هنر است.  هر نمایش بنا به ماهیت ذاتی خود، آفرینشی است جمعی. نمایشنامه‌نویس، بازیگران، کارگردان نمایش، طراح صحنه، طراح لباس، تهیه کننده و دیگر عوامل همگی در این آفرینش هنری شریک هستند.

اگر چه بخش ادبی نمایش، متن نوشتاری، ثابت و همیشگی است. اما اجرای آن هر شب با شب پیش تفاوت دارد. بازیگران با توجه به خلق‌وخوی آن شب خودشان یا تماشاگران مختلف، واکنش‌های گوناگونی دارند.

 

سبک نگارش نمایشنامه چیست؟

سبک نگارش نمایشنامه اطلاع‌رسانی به تماشاگر است. سبک نگارش به طور ناخودآگاه به تماشاگر القا می‌کند که چگونه باید نمایش را پذیرا باشد. اگر برداشت تماشاگران این باشد که نمایشنامه به قصد لودگی تهیه شده، آمادگی و گرایش بیشتری برای خندیدن دارند.

خواننده با خواندن متن یک نمایشنامه می‌تواند سبک نگارش یک نمایش را بهتر و بیشتر درک کند.

 

تراژدی، کمدی و تراژدی-کمدی در نمایش

خیلی ساده می‌توان واژه‌های تراژدی و کمدی را تعریف کرد: تراژدی نمایشی است با پایان غم‌انگیز و کمدی نمایشی است با پایان خوش. اما با این تعریف نمی‌توان خیلی از نمایشنامه‌ها را دسته‌بندی کرد. بنابراین ژانر پیچیده‌ی تراژدی-کمدی در نمایش پدید آمد.

آثار ساموئل بکت، نمایشنامه‌ نویس ایرلندی، آثار برتولت برشت، برخی نمایشنامه های لوییجی پیراندللو را می توان زیر همین ژانر دسته‌بندی کرد. برخی از این نمایشنامه ها را باید جدی اجرا کرد تا حالت کمدی داشته باشد و برخی را باید با گرایش‌های کمدی اجرا کد تا ایجاد اندوه کند.

به این جهت که اجرای این نوع نمایشنامه‎ ها برای کارگردان دشواری‌هایی دارد، خواندن این نمایشنامه‌ها می‌تواند برای خواننده راهگشا باشد. اثر عمده ژانر تراژدی-کمدی از راه مایوس کردن و تغییر جهت دادن ناگهانی این انتظارات پدید می‌آید. نمایشنامه در انتظار گودو از ساموئل بکت از این دست نمایشنامه‌هاست.

 

واقعیت و پندار در نمایش

نمایش رویدادی است که جهان واقع را از راه بازی‌پرازی و شبیه‌سازی تقلید می‌کند. نمایش صحنه‌ای نسبت به تماشای یک فیلم در تلویزیون عناصر واقعی بیشتری دارد.

در بررسی و تحلیل ادبی صرف یک اثر نمایشی، طبعاً متن نوشتاری نمایشنامه که دسترسی به آن ساده‌تر است، کانون اصلی توجه قرارمی‌گیرد. کیفیت سایر عناصر نمایش مانند چگونگی اجرا، نورپردازی، جاذبه بازیگران و غیره بسیار فراتر است و تا پیش از اختراع تکنیک‌های مکانیکی ضبط و ثبت، تقریباً به طور کامل به هدر می‌رفت.

این عناصر در جلب تماشاگر نمایش یا سینما نقش دارد. بخش عمده لذتی که تماشاگر دریافت می‌کند، مرهون این عناصر است. خواننده یک نمایشنامه می‌تواند بارها و با تمرکز بالا یک متن نمایشی را بخواند و به درک بهتر و عمیقتری برسد.

 

(نمایش چیست و چرا باید نمایشنامه خواند؟)

خروج از نسخه موبایل